در کار عشق ما، همیشه اما بود

بی جانی ریشه، از ساغه پیدا بود


آن شب که گفتی باورم کن با تو می مانم

دل واپسی های من از صبح فردا بود


آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست

باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود


در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست

پایان عشق ما پایان دنیا نیست


مثل زلال آب من باورت کردم

مینای یکرنگی در ساغرت  کردم


سلطان قلب خود تاج سرت کردم

در چشم دل پاکان پیغمبرت کردم


آن شب که گفتی باورم کن با تو می مانم

دل واپسی های من از صبح فردا بود


آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست

باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود


در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست

پایان عشق ما پایان دنیا نیست